م مشکلی به نام حمل سلاح سرد - وبلاگ حقوقی محمد حسنی
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

مشکلی به نام حمل سلاح سرد

شنبه 24 تیر‌ماه سال 1391

مریم دانشجوی رشته ارتباطات با دستانی زخمی سراسیمه وارد دانشگاه می‌شود. او در تشریح موضوع به دوستانش می‌گوید: «پسری جوان با هدف ربودن ساعت مچی‌ام به من حمله‌ور شد که در برابر حمله او مقاومت و شروع به داد و فریاد کردم. پس از دقایقی بدون آن که کسی به کمکم بیاید، فرد مهاجم ناکام فرار کرد.»


این اتفاق چهار سال پیش برای مریم رخ داد. او پس از آن ماجرا تصمیم گرفت یک اسپری دفاعی برای چنین مواقعی تهیه کند. حالا مریم با اعتماد به نفس بیشتری در خیابان رفت و آمد می‌کند.

اگر در گذشته استفاده از چاقو و دیگر سلاح‌های سرد و گرم تنها برای مردان امری رایج بود، اما در یکی دو دهه اخیر، زنان بنا بر انگیزه‌های مختلف که اصلی‌ترین آن دفاع از خود است، به تهیه و حمل تجهیزات دفاعی مانند اسپری فلفل، چاقو، تیغ موکت‌بری و حتی پنجه‌بوکس روی آورده‌اند.

سولماز که یک انترن است، می‌گوید: «شب، هنگام بازگشت از بیمارستان به خانه، روی پل عابر پیاده در شرق تهران با مزاحمت مردی میانسال روبه‌رو شدم. ابتدا سکوت کردم و تنها می‌خواستم با سرعت از آنجا دور شوم، اما آن مرد سکوت مرا به گونه‌ای دیگر تعبیر کرد و بر مزاحمت خود اصرار ورزید.

در نهایت کنترلم را از دست دادم و با درآوردن یک تیغ ابرو از داخل کیفم چند بار روی صورت او کشیدم، سپس شروع به جیغ‌زدن کردم که مردم دور ما تجمع کردند و از من خواستند از آنجا دور شوم چون با سر رسیدن پلیس، به دلیل ایجاد ضرب و جرح مرا بازداشت می‌کردند! من هم فرار کردم.» شما هم حتما نمونه‌هایی از این موارد را از دوستان و آشنایان خود شنیده‌اید. صفحه حوادث روزنامه‌ها نیز پر از چنین حوادث ناگواری است.

اسلحه تهاجمی مردان، سلاح مقاومتی زنان

در ایران قدیم حمل سلاح سرد و حتی گرم توسط مردها امری رایج بوده است، اما استفاده از سلاح برای خود آیینی داشت یعنی آنها با کوچک‌ترین درگیری دست به اسلحه نمی‌بردند.

در حال حاضر با گسترش شهرنشینی و افزایش فشارهای زندگی در ابعاد مختلف، که یکی از پیامدهای آن کاهش آستانه تحمل شهروندان است، افراد با کوچک‌ترین مشکل و اختلافی، طاقت از کف می‌دهند و گاهی یک‌مساله جزئی که براحتی قابل حل است، می‌تواند تبدیل به یک بحران در زندگی افراد شود. این مسأله تنها محدود به افراد معمولی نیست و در برخی موارد دامنگیر افراد نامی نیز می‌شود؛ در این مورد می‌توان به روح‌الله داداشی از قویترین مردان ایرانی به عنوان مقتول اشاره کرد که در یک زد و خورد خیابانی به قتل رسید.

دکتر شهلا اعزازی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی و مدرس جامعه‌شناسی در مورد حمل اسلحه توسط زنان به جام‌جم می‌گوید: «حمل سلاح از سوی دختران و زنان به قصد تعرض به دیگری نیست، بلکه برای محافظت از خودشان است. اخبار ناگوار قتل، تجاوز، دزدی و زورگیری که درصد ناچیزی از آن در روزنامه‌ها منتشر می‌شود و همان مقدار هم به اندازه کافی ترسناک است، زنان و دختران جوان را به فکر حمل سلاح سرد به منظور دفاع از خود در برابر مخاطرات جامعه انداخته است.»

خلاء‌های قانونی

قانونگذار مصادیق سلاح سرد را شامل: شوکرهای الکتریکی در انواع مختلف که منجر به اختلال عصبی می‌شود، افشانه‌های اشک‌آور گازی تهوع‌آور، خواب‌آور و بیهوش‌کننده و انواع سرنیزه عنوان کرده است.

قانون ممنوعیت فروش و حمل این نوع اسلحه‌ها تاکنون دارای کش و قوس‌های زیادی بوده است حتی لایحه «ممنوعیت حمل سلاح سرد» در مجلس هشتم به نتیجه مشخصی نرسید و این وظیفه به مجلس نهم محول شد. در حال حاضر قانون مجازات، قاچاقچیان اسلحه و مهمات را به نوعی به حاملان عادی اسلحه سرد تعمیم داده‌اند.

پلیس هم با توجه به این موضوع به عنوان مجری قانون وارد عمل شد و با اخطار یا برخورد با عرضه‌کنندگان سلاح سرد درصدد اعمال قانون برآمد. به گونه‌ای که حالا دیگر نمی‌توان بسادگی این نوع اسلحه‌ها را در بازارهایی همچون سیداسماعیل تهیه کرد.

نکته: دولت و نهادهای مسئول باید به گونه‌ای امنیت را تامین کنند که مردم با خیال آسوده حتی در ساعات پایانی شب نیز در خیابان‌ها تردد کنند. ضمن این که باید برای تنگناهای پلیس مانند کمبود نیرو نیز ‌چاره‌ای اندیشید
هر چند نباید از کنار این موضوع بسادگی گذشت که در اختیار نداشتن سلاح موجب استفاده نکردن از آن خواهد شد و در نتیجه آمار ضرب و جرح و نزاع‌ها در این خصوص کاهش خواهد یافت، اما آیا به‌صرف ممنوعیت عرضه و فروش سلاح سرد و حتی حمل آن می‌توان امنیت را در جامعه بویژه برای زنان برقرار کرد به گونه‌ای که نیازی به حمل چنین سلاح‌هایی نباشد؟

اعزازی در این باره می‌گوید: «در تهران و کلانشهرهای ایران متأسفانه فضای عمومی شهر برای همه، بخصوص زنان بسیار خطرناک است، چرا که زنان و دختران جوان نه تنها به عنوان طعمه و قربانی در نظر گرفته می‌شوند، بلکه مورد آدم‌ربایی، تجاوز و حتی قتل نیز قرار می‌گیرند. حتی زنی که برای دفاع از خود ناگزیر به استفاده از اسلحه سرد شده است به آسانی نمی‌تواند موضوع «دفاع» از خود را در دادگاه ثابت کند چون حداقل نیاز به دو نفر شاهد دارد، گرچه غیرقابل انکار است که پلیس در ایجاد امنیت تلاش زیادی می‌کند، اما به نظر می‌رسد حضورش در معابر بویژه هنگام شب کمرنگ است.

امنیت زنان خارجی

آمار‌ها نشان می‌دهد شمار زیادی از زنان در آمریکا به منظور محافظت از خویش سراغ خرید اسلحه رفته‌اند. آنها به‌طور همزمان، به عضویت در باشگاه‌های تیراندازی درآمده و در کلاس‌های تمرین تیراندازی و شکار نیز شرکت می‌کنند.

صاحبان فروشگاه‌های اسلحه در آمریکا افزایش 75 درصدی تقاضا از سوی زنان برای تهیه اسلحه را تاکید می‌کنند.

انجمن تفنگداران ملی آمریکا نیز از افزایش 20 درصدی زنان در خصوص شرکت در کلاس‌های تیراندازی خبر می‌دهد. طبق آمار و ارقام منتشر شده در گزارش سالانه فدراسیون ملی ورزش تیراندازی آمریکا، بیش از 83 درصد زنان این کشور برای محافظت از خود اقدام به خرید اسلحه می‌کنند.

اما این تنها منحصر به جامعه توسعه‌یافته آمریکا نیست؛ چرا که در کشور اوگاندا به عنوان یک کشور فقیر یا در حال توسعه نیز دولت خود درصدد تهیه اسلحه سرد برآمده است تا در اختیار زنان در معرض خطر قرار دهد. وزارت جوانان اوگاندا برای تأمین امنیت دختران و زنان، در نظر دارد اسپری فلفل را به رایگان در اختیار دختران قرار دهد تا آنها بتوانند در مقابل متجاوزان بهتر از خود دفاع کنند. رونالد کیبوله، معاون وزیر ورزش این کشور اظهار امیدواری کرده است که بتوان از این طریق میزان تجاوزات را کاهش داد. البته نحوه استفاده از این نوع اسلحه‌ها به زنان آموزش داده می‌شود.

اما این که با حمل چنین سلاح‌هایی در مواقع خطر، زنان واقعاً قادر به دفاع از خود خواهند بود یا خیر خود مسأله دیگری است. این پرسش را اعزازی مطرح کرد.

مریم همان دانشجوی رشته ارتباطات که حالا اسپری دفاعی در کیف خود دارد درباره استفاده از آن می‌گوید: «بعید می‌دانم در موقع خطر جرات استفاده از آن را داشته باشم.» این در حالی است که زنان آمریکایی استفاده از اسلحه را نه تنها کار ترسناکی نمی‌دانند، بلکه آن را لذتبخش هم می‌دانند.

گرچه در جوامعی همچون آمریکا طبق قانون مردم می‌توانند برای حفظ امنیت خود سلاح گرم داشته باشند، اما اعزازی تصریح می‌کند: «این، بهترین راه برای محافظت نیست.» به باور وی پلیس به عنوان متولی امنیت اجتماعی باید به همراه سایر نهادها مثل شهرداری‌ها و... مسئولیت حفظ امنیت مردم در جامعه را بر عهده داشته باشد.

در وضعیت فعلی که کنترل و نظارت اجتماعی در کلانشهرها مشکل به نظر می‌رسد، نقش نهادهای مسئول اعم از قانونگذار و مجری پررنگ‌تر می‌شود. به باور اعزازی دولت و نهادهای مسئول باید به گونه‌ای امنیت را تامین کنند که مردم با خیال آسوده حتی در ساعات پایانی شب نیز در خیابان‌ها تردد کنند. ضمن این که باید برای تنگناهای پلیس مانند کمبود نیرو نیز ‌چاره‌ای اندیشید.

سامان عابری ‌/‌ جام‌جم
منبع:جام جم آنلاین 

http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100817150486